Thursday, March 18, 2004  

سلام

اوه اوه بابا ميبينم که سر و کله هر چي لاته اينجا پيدا شده و اين حرفها بابا تو کامنتها تهديد و ميکشمت و نفرين و فحش و اين حرفها البته در مورد فحش که عرض کنم فحش بچه صلواته!! در مورد نفرين و اين حرفها هم عرض کنم که ما نفرين شده خدائي هستيم که افتاديم يگان ويژه!! در مورد تهديد و اين حرفها هم بگم که مال اين صحبتها نيست کسي که بخواد منو تهديد کنه اصلا سگ کي باشيد بابا؟؟؟؟ من خودم همه رو تهديد ميکنم!!!!!

بعد از اين حرفها هم عرض کنم خدمتتون که داداش فحش ميديد بديد نميدونم تهديد ميکنيد بکنيد ولي ما رو به رهبر و بسيج و اين حرفها نچسبونيد که قاطي ميکنما من واسه دل خودم ميکنم هر کاري ميکنم و تا موقعي هم که قراره دهن بنده اونجا تو اون جهنم سرويس بشه منم دهن همه رو سرويس ميکنم!!! کاري هم با کسي ندارم اصلا داداش چرا همه ملت بايد تو خيابون راست راست بگردن و حال کنن ولي من هر روز بايد ۴ ساعت از ساعت ۶ صبح تا ۱۰ صبح الکي بدوم و تمرين ضد اغتشاش و صف جم انجام بدم؟؟ هان؟؟ کجا اينو نوشته؟؟ تازه دو هفته يه بار هم نتونم خونمون بيام بنابراون منم هر کاري دلم بخواد ميکنم و هر کسي رو دوست داشته باشم ميزنم!!

خب بعد از اين حرفها ميرسيم به چهارشنبه سوري که براتون تعريف نميکنم چون جنبه نداريد فقط ميتونيد بريد از بروبچس شهرک غرب و تهرانپارس و گيشا بپرسيد که چه کتکهائي از ما خوردن البته به ما گفته بودن نزنيد مردم رو ولي چي داداش؟؟ ما زديم!!
ياد اون دختره که تو شهرک غرب چهار دست و پا از دست من فرار ميکرد و ميگفت گوه خوردم و غلط کردم ميوفتم خندم ميگيره!!! آخه قيافه اش مثل اينا بود که تو خيابون که راه ميرن به زمين و زمان فخز ميفروشن بعد حالا فکر کنيد که همچين غليظ ميگفت گوووه خوردم که هر موقع يادش ميوفتم ميزنم زير خنده!!! تازه کفشاشم داديم زير بغلش(چون پاشنه کفشاش بلند بود نميتونست سريع فرار کنه) و تا ۳ شماره بهش وقت دادم که با آخرين سرعت فرار کنه اونم بدبخت از رو آتيشا با پاي برهنه عين فرفره فرار ميکرد!!! البته نميگم دلم براش نسوخت ولي خب کاريش نميشد کرد اين قانون روزگاره وقتي دهنت سرويس شد دهن بقيه رو بايد سرويس کني و گرنه ميترکي!!! اصلا ولش کن بقيه جاها رو نميگم شما جنبه نداريد!!!بازم ميگيد تو بسيجي هستي!! هاهاها

برنامه عيد ما هم معلوم شد هر چي پيش خودمون فکر کرديم عيد خونه هستيم همش باد هوا شد!!! يه سري نايغه نشستند اونجا و تصميم گرفتن که ما در ايام عيد روزي ۱۲ ساعت پست بديم تو خيابونهاي تهران تا شما همشهريان عزيز با خيال راحت بريد و عشق و حال کنيد و نگران خانه هايتان نباشيد چون ما هستيم و مواظبيم!!! البته اين آقايون نابغه نميدونم فکر نکردن که آخه ما با يه اسلحه ۵ کيلوئي به مدت ۱۲ ساعت يه ريز تو خيابون راه بريم بعد دو سه روز هيچي برامون نميمونه!!! اون ۱۲ ساعت بقيه رو هم همش بايد بخوابيم خلاصه عيد ما شده نصف روز تو خيابون راه رفتن و غذاتو مثل اين گداها گوشه خيابون خوردن و نصف ديگرش رو هم خوابيدن!!! چه برنامه جالبيه نــــــــــــــه؟؟؟ خير سرمون گفتيم ما دانشگاه رفتيم و درجه داريم و ميريم خدمت ميوفتيم تو کار اداري و هر روز خونه هستيم و اين حرفها ولي همش به فاک رفت!!!
خلاصه مطلب اينکه عجالتا شما بريد مسافرت و عشق و حال و اين حرفها و بعدا ۱۸ تير از خجالتتون در ميايم انشالله!!!!!! يه باتوم نو هم بهم دادن ببينم نفر خوش شانس بعدي کيه که باتوم حاج اسير تو سرش خورد بشه!!! خلاصه بشتابيد اين يک فرصت خيلي خوبه!!!!
شاعر ميفرمايد:
گهي پشت يه زين و گهي زين به پشت!!!

من شما رو تا فرصت بعدي به خدا ميسپارم در ضمن تو کامنتها هم شلوغ نکنيد و دعوا هم نکنيد با هم تا خودم بيام!!!! راستي لينک وبلاگاتونو چرا نميزاريد نظر ميديد؟؟ هان ميترسيد؟؟ عيب نداره منم جاي شما بودم لابد ميترسيدم ديگه!!

اوه اوه راستي عيدتون مبارك ايشالله صد سال به اين سالها نباشه اه اه اه راستي سال ديگه عيد من خدمتم تموم شده يووووووهووو

   [ posted  @ 3/18/2004 ] [ ]



   Tuesday, March 09, 2004  

سلام به همه بروبچس

اولندش که فکر نکنم کسي اينجا رو بخونه! براي همين فقط خواستم که اينجا هم به روز بشه!

خدا رو شکر اوضاع خيلي بهتره يعني ديگه عادت کرديم و وماموريتها هم بهتر شده نسبت به قبل و بزن بزناش بيشتر شده که خوراک منه!!

توضيح ضروري:ببينيد اگه ميشينيد پاي کامپيوتر و روزنامه و اخبار رو از اونجا به دست مياريد (خود من هم قبلا اينجوري بودم!) بايد بگم که يه مشت دروغ و چرت و پرت و اراجيف ميگن اين سايتها و روزنامه ها!! من خودم در تمام درگيريهاي تهران هستم و واقعيت رو ميبينم مثلا ديروز تو پارک لاله فرمانده ما اجازه داد مراسم بدون مجوز برگزار بشه و وقتي هم مراسم تموم شد از زنها خواهش و تمنا و التماس که خواهش ميکنم متفرق بشيد ولي اونا ميخواستن برن تو خيابون و مردم رو هم دنبال خودشون راه بندازن البته اگه به زنها رو بديد پر رو ميشن ديگه!!(دو نقطه دي!!)خلاصه خداوکيلي نيروي انتظامي ايران فکر کنم در بين تمام پليسهاي جهان نمونه باشه در مورد رفتار با مردم البته فقط در رفتار با مردم و اگه شنيديد جائي درگيري شده بايد بدونيد که خودشون کتک ميخواستن خلاصه هر جور راحتيد و حقيقت اينه که اين زير ميخونيد نه اونيکه تو بي بي سي و گويا و اين جور جاها ميخونيد.

ديروز رفتيم آقا پارک لاله و يه سري زن جمع شده بودن نميدونم چي ميخواستن اصلا اينا!!! بنده خدا فرمانده ما هر چي التماس و خواهش و تمنا کرد که خانومها متفرق بشيد اثر نکرد البته لازم به ذکر است که اين تجمع مجوز نداشت و با اين حال فرمانده ما اجازه داد بدون مجوز مراسم برگزار بشه و وقتي مراسم تموم شد اون عوضيها ميخواستن برن تو خيابون و راهپيمائي کنن که بالاخره فرمانده ما دستور زدن رو داد و ديگه ما هم که خوراکمونه افتاديم به جون اون عوضيها و تا خوردن زديمشون و حالي ازش برديم و اين حرفها!! البته من به اونا ميگم عوضي چونکه اونا هم با اينکه اولش ما کاريشون نداشتيم به ما فحش ميدادن و اين به اون در!!!!خلاصه زن بودن و دلمون نيومد محکم بزنيم ولي بعضي از اين مردهاي الاغ ميمودن به دفاع از اينها و جاي زنها هم کتک ميخوردن خلاصه در عرض ۱۵ دقيقه آرامش کامل برقرار شد به همين راحتي و شاعر در اين زمينه ميفرمايد:
تا نباشد چوب تر
فرمان نبرن گاو و خر

توضيح:من به زنها توهين نميکنم يه وقت سو تفاهم نشه من به زنهائي که اونجا بودن توهين ميکنم چون واقعا مستحق توهين و کتک بودن که هر دوتاشو شنيدن و خوردن!!!

اين چند وقته هم ماموريت ميدان محسني رفتيم که خيلي حال داد و من با باتوم زدم تو سر يه پسره و باتومم شکست و حالا بايد برم باتوم بخرم!! و البته من خيلي ناراحت شدم چون باتوم من ۵ هزار تومن مي ارزه ولي اون پسره و کسائي مثل اونا يه قرون ارزش ندارن و اگه دست من باشه همشونو دار ميزنم!!! و البته جا داره اينجا بگم که خيلي باحال بود ماموريت چون بسيجيها کتک خوردن از ملت و وقتي ما رسيديدم و ما ملت رو زديم خفن هم زديم بعد من وقتي روزنامه شرق و چندتا سايت ديگه رو خوندم ديدم همش افتاده گردن لباس شخصيها و بسيجيها در حاليکه اونا همشون سنگ خورده تو سرشون و اون وسط ولو بودند که ما با کلاه و تجهيزات ضد شورش اومديدم و زديم و فحش داديم و کلا حالشو برديم آقا!!واقعا که اون کسائي که اونجا بودن فقط حقشون فحش و کتک بود عوضيها کم مونده بود شب شام غريبان امام حسين(ع) نوار تکنو بزارن بعد بشينن بريک بزنن!! دخترها هم که واقعا افتضاح يه صحنه رو خيلي حال کردم يه دختره وايساده بود داشت به ما فحش ميداد بعد يکي از بچه ها با لقد گذاشت تو سينه دختره و پرتش کرد تو جوب آقا تا صبح داشتيم به دختره ميخنديديدم!!(کثافت لاشي حقش بود به ما ميگفت افغاني!! خودشون گاو و گوسفندا رو فروختن اومدن ماکسيما خريدن فکر ميکنن آدم شدن) خلاصه آقا اين بچه سوسولهاي ميدون محسني رو زديم چه حالي داد يه پسره عين موش رفته بود زير يه ماشين بعد ما داشتيم رد ميشديم گفت:آقا اين پليسها رفتن؟؟ ما هم گفتيم آره عزيزم بيا بيرون همشون رفتن!!! اونم اومد بيرون و بقيه ماجرا رو نميگم چون فيلم ترسناکه يه وقت بچه مچه اينو ميخونه ميترسه!!!

چند روز ديگه هم چهارشنبه سوري هستش و خوراک!!!!!
چند وقت ديگه هم ۱۸ تير و اين حرفها!!!!
تازگيها فهميدم نفس من بيده اين يگان ويژه!!! ميخوام برم استخدام بشم!!!دو نقطه دي

در کل اين چند وقته زندگي شيرين است دوستان همينجوري بگذره زود خدمت تموم ميشه!!! راستي سال نو ما ۱۰ ماه خدمت ميشيم و دورقمي ميگرده پايه خدمتيمون!!اييييييييييييييييييي جوووووووووووون!!
هاهاها
هاهاهاهاهاها
......

   [ posted  @ 3/09/2004 ] [ ]



::آرشيو::


01/01/2003 - 02/01/2003 02/01/2003 - 03/01/2003 03/01/2003 - 04/01/2003 04/01/2003 - 05/01/2003 05/01/2003 - 06/01/2003 06/01/2003 - 07/01/2003 07/01/2003 - 08/01/2003 08/01/2003 - 09/01/2003 09/01/2003 - 10/01/2003 10/01/2003 - 11/01/2003 11/01/2003 - 12/01/2003 12/01/2003 - 01/01/2004 01/01/2004 - 02/01/2004 03/01/2004 - 04/01/2004 04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 04/01/2005 - 05/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 02/01/2006 - 03/01/2006